تبلیغات
چرکنویس های یک احمق مالیخولیایی - سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم ...

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

منسوب به محمد امیر فیض آباد ... اینجا نوشتن و اندیشیدن آزادِ آزاد

پنجشنبه 25 اسفند 1390
نویسنده : محمد امیر فیض آباد نظرات ()

سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم ...

کلمات کلیدی : سر گرم به خود زخم زدن در همه عمر , زخم ,


به قول نویسنده محبوب، صادق هدایت: " در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته درانزوا می خورد و می تراشد – بوف کور-"

زندگی هر روزه من هم همین هست. یک زخمی، که عمق و طول و عرضش مهم نیست، در زمانی، که روز و ماه و سالش مهم نیست. از کسی که اتفاقا خودی و غریبه و دوست و دشمن بودنش هم اصلا مهم نیست، خوردم. اما عادت کردم به این زخم و به هر زخمی.

آره. آدم ها عادت دارند که زخم بخورند. بهتر بگویم آدم ها عادت دارند زخم هایشان را " بخورند ".

بعضی از زخم ها را هر چقدر که بجوی و ریز و له کنی، وقتی که قورتشان می دهی، انگار اون آخره آخره معده آدم، تبدیل به هزار زخم دیگر میشوند. اصلا هضم بشو نیستند که نیستند.

اینجوری هست که اصولا بنده عادت دارم که زخم هایم رو " نخورم " ، آن ها رو " قورت " میدهم.

میدانی ، وقتی که زخم ها را قورت می دهی، همه همه در یک چشم به هم زدن میرود به معده و انگار... هیچ.

اصلا قورت دادن، یک مزیتی دارد و آن مزیت، این هست که صدای خورد کردن زخم توسط دندان ها، دیگران را اذیت نمی کند. قبلا که گفته بودم. وقتی من زخمی دارم، نیازی نیست که بقیه این درد رو تحمل کنند.

راستش را بخوای، زخم ها به خودی خود بی تقصیر هستند. این زخم ها را گاهی خودمان ایجاد میکنیم و گه گاهی دیگران. اما من بیشتر روی این مقوله تاکید دارم که زخم های ما ناشی از سهل انگاری های خود ما است تا دیگران.

جدا از زخم های مشهود و فیزیکی،که شامل بریدن دست و کبودی پا و ... از سمت خود و یا خدای ناخواسته تصادف از سوی دیگران است، زخم هایی در زندگی هست که شاید ظاهری خونی و قرمزی نداشته باشد اما باعث سفیدی مو ها و چروک های پیشانی و خم شدن پشتت میشود. خیلی هم که مقاومت کنی و در ظاهر نشان ندهی، از درون تو را از پا می اندازد. اینگونه زخم ها، هرچقدر هم که سال و ماه و روز بگذرد، جایشان از بین نمیرود. طوری که هر وقت نگاهت به آن می افتد، چنان داغت را تازه میکند که ...

همه ما توی زندگی از این زخم ها زیاد خورده ایم. به همین دلیل نباید فراموش کنیم که اگر قصد داریم جلو برویم، اگر به مقصدی بلند و مهم چشم دوخته ایم، اگر هدف، هدف باشد، اگر ... به هر حال اگر مصمم هستیم، باید با آغوشی  باز به زخم ها خوش آمد بگویم. باید زخم ها رو قورت داد. با این کار دیگه به این آسانی ها بدن مان زخمی نمی شود. شبیه شیشه بری که به این راحتی ها دستش در مقابل شیشه خورده ها زخمی بشو نیست. چرا؟ چون از این زخم ها در دل زیاد دارد. به عبارتی همه را قورت داده.

و به قولی " سر گرم به خود زخم زدن در همه عمر هست "

امضاء: یک احمق مالیخولیایی