تبلیغات
چرکنویس های یک احمق مالیخولیایی - فقط خدا کنه که خدا هندزفری نداشته باشه ...

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

منسوب به محمد امیر فیض آباد ... اینجا نوشتن و اندیشیدن آزادِ آزاد

یکشنبه 5 شهریور 1391
نویسنده : محمد امیر فیض آباد نظرات ()

فقط خدا کنه که خدا هندزفری نداشته باشه ...



سرم را پایین انداخته ام و تند تند قدم بر می دارم.  هندزفری درون گوشم، دارد ترانه هایی می خواند که راستش نمی فهمم. آخر من انگلیسی خوبی ندارم. اصلا برای همین هست که دارم انگلیسی گوش می کنم. باد نسبتا سردی می وزد و لذت نسبتا خوشایندی می برم.

کفش های کهنه و پاره ای نظرم را به خودش جلب می کند و باعث می شود که سرعتم را کم کنم، متوقف شوم و سرم را بالا بیاورم. این کفش ها متعلق به کودکی هست که قدی حدودا تا بالای زانوهایم، اندامی از من لاغر تر، لباس های ژنده و پاره ای دارد. هنوز کامل براندازش نکرده بودم که نگاهم به نگاهش خشک می شود.

 حرف هایی می زند، حس التماس و تضرع را به من منتقل می کند. انگار می خواهد کاری برایش انجام بدهم، چیزی می خواهد نمی دانم شاید پول. یا بهتر بگویم، کمک طلب می نماید. این ها را از روی لب خوانی و حس و حالت چهره اش می شد فهمید. اما هندزفری درون گوشم اجازه نمی داد که متوجه حرف هایش بشوم و حرف هایش را بشنوم.

ای کی؟

از من؟

من چطور می تونم خدای تو باشم؟

اما چرا که نه؟ تو از خدا پول می خواهی، من هم رابطی هستم که به تو پول بدم. مگر نه؟

این سوال ها درون ذهن من تیتر اول می شود.

حس پدری داشتم که کودش به او التماس می کند و کودک، پدر را خدای خود می داند.

به خودم گفتم: نه رفیق، من خدای تو نیستم. نه این که سنگ دل باشم ... نه ... فقط از این افراد زیاد دیده ام.

سرم را دوباره به پایین می اندازم و تند تند قدم بر می دارم.هندزفری هنوز درون گوشم در حال ترانه خواندن است. باد نسبتا سردی که می وزد، مرا به این فکر فرو می برد که ...

... که اگر خدا هندزفری درون گوشش باشد، و گفته های بنده ها را نشنود ...

جوابی ندارم برای خودم

به خودم می گویم: فقط خدا کنه که خدا هندزفری نداشته باشه  ...

هنوز تند تند قدم بر می دارم ... هنوز باد می وزد ... و هنوز هم نمی فهمم این ترانه در گوشم چه می گوید ...

امضاء: یک احمق مالیخولیایی