تبلیغات
چرکنویس های یک احمق مالیخولیایی - همه ما چیره دست تر از پیکاسو ایم ... مگه نه؟!!

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

منسوب به محمد امیر فیض آباد ... اینجا نوشتن و اندیشیدن آزادِ آزاد

چهارشنبه 8 شهریور 1391
نویسنده : محمد امیر فیض آباد نظرات ()

همه ما چیره دست تر از پیکاسو ایم ... مگه نه؟!!



چه پیکاسو، چه داوینچی، چه کمال الملک، هیچ فرقی نمی کند. هر چند که متاسفانه اسم نقاش های دیگر را نمی دانم، اما این را خوب می دانم با وجود زبردستی و استادی همه این نقاش ها، بی شک باید اعلام کنم که هیچ کدام از این اساتید، توانایی کشیدن بعضی از موضوع ها را ندارند. آخر همیشه تصویر کردن، لازمش استاد چیره دست بودن و بوم و قلم های جور وا جور و رنگ های خاص نیست.

گاهی کم می آوریم...

گاهی برای نقشی ، یک قلم سخت و یک بوم سخت تر کم می آوریم ...

شاید با فراهم شدن قلم و بوم ذکر شده، بتوانیم نقشی از آن بزنیم چون در این یک موضوع، همه انسان ها یک استاد چیره دست نقاشی هستند. در این موضوع انگار همه سبک رئالیسم را خوب ِ خوب می شناسند. انگار چشم، زاویه دیدش را هنگام این طرح از حفظ است و دست خودش قلمویی متناسب برای نقش اش می شود.

موضوع نقش، موضوع غریبی نیست. اما فرقش با دیگر موضوع ها در این است، که هر کسی از آن یک دید دارد و یا کسی اصلا از آن هیچ دیدی ندارد ...

"درد" را می گویم... همان موضوع کلاس نقاشی هر روزه یا حداقل هر چند روزه یکبار این آدم ها.

راستی، تو درد را چطور می کشی؟ با خطوط شکسته یا خمیده؟ صاف یا مورب؟ برای کشیدنش، چند بوم لازم داری؟ دردت در دو بُعد خلاصه می شود و یا از آن دردهای چند بُعدی هست؟ چطور؟

اصلا با چه وسیله ای آن را می کشی؟ قلم و بوم کفایت می کند؟ و امیدوارم که کفایت کند. امیدوارم که با هرچه که می کشی آن چیز گوشت و پوست و استخوان نباشد...

سیاه ِ سیاه؟

رنگش را مد نظرم است. اصولا نقش های رئال رنگی هستند. پس تکلیف رنگ نقشت چه می شود؟

وقتی نوشتم "سیاه" خواستم بالا ترین رنگ باشد اما ... اما شب که با رنگ سیاه خود، تناقض سختی با موضوع تو ایجاد می کند. چون شب و سیاهی آن یادآور آرامش است. اما درد و آرامش؟ ...

سفید؟

پاکی؟ خیر. به هیچ وجه با درد جور نمی شود.

و باز امیدوارم که با هرچه که رنگ می کنی، رنگت خون دل نباشد...

نه. هنوز نه طرحی برای درد دارم و نه رنگی اما پس ما آدم ها چطور آن را می کشیم؟

نمی دانم ... اما ...

... اما این را خوب می دانم که به وقتش، همه استاد نقاشی می شویم، چیره دست تر از پیکاسو.

... ای کاش هیچ کس نقاش نباشد ... یا نه ... ای کاش هیچ کس نقاش درد نباشد ...

همین ...

امضاء: یک احمق مالیخولیایی