تبلیغات
چرکنویس های یک احمق مالیخولیایی - من به سکوت تو معترضم

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

منسوب به محمد امیر فیض آباد ... اینجا نوشتن و اندیشیدن آزادِ آزاد

جمعه 7 مهر 1391
نویسنده : محمد امیر فیض آباد نظرات ()

من به سکوت تو معترضم

کلمات کلیدی : من به سکوت تو معترضم ,


جیر جیر صدا می دهد گاهی پاهایت، همان پاهای بزرگ مدور.

گاهی تنها دستت، هم کار می کند و هم عرقت را خشک

و گاهی بدون چشم می بینی چیز هایی را که ما قادر به دیدنشان نیستیم

صحبت از تویی است که هر وجب این خاک به چشم و دست و پای تو وابسته است و به جان رفیقت وابسته بود.

ای کاش تو هم رفته بودی یا لااقل چشم ها و گوش هایت همه با هم از بین می رفتند، تا امروز خودت را فراموش شده وسط اتاق نم کشیده پیدا نکنی در حالی که حالت وخیم است و خرج زندگی وخیم تر. کاش نبودی و نمی دیدی که خرمشهر و خوزستان باز هم اسیر شده و مردمش گر چه با مواد شیمیایی خفه نمی شوند، اینبار با گرد و خاک طبیعی مریض می شوند و هیچ کس تدبیری ندارد. کاش به جای سکوتت، فرباد می زدی که امام زمان این خاک تو و امثال تو هستند و بس. کاش نمی فهمیدی که وضع جوانان تحصیل کرده و باسواد ما هر روز بدتر می شود کاش نمی فهمیدی که بعضی ها حرف زدن با جنس مخالف و یا نمایان شدن موهایشان را انحراف می دانند و نه بی کاری را. کاش تو بازپرس بودی و می پرسیدی چرا هیچ چیز سر جایش نیست؟ چرا هیچ کس سر جایش نیست؟ چرا تو باید ساکت باشی و  دیگران خود را به تو نسبت بدهند و...

مگر تو و امثال تو برای ما و امثال ما جلو نرفتند؟ و حالا مگر وظیفه ما جلو بردن همان خاک نیست؟ پس چرا هیچکس هوادار ما نیست و هر کجا که می رویم، به دنبال رابطمان با کسی می گردند؟

راستی از حال و روز زندگی رفیقت، همان که رفیق نیمه راه بود و به جای تو خروارهای خاک را به رفاقت برگزید، با خبری؟ همان که بی صدا آمد و بی صدا رفت.
بی صدا آمد و بی صدا رفت اما ... اما فامیل های وابسته دورش، چقدر وابسته تر شدند به او و چه صدا ها که ندارند حالا و به جای او  چه جارها که نمی کشند.

من به سکوت تو معترضم ... اصلا چرا کسی دلیل سکوت تو را نمی پرسد؟ ای کسانی که دیروز رفتید که ما امروز باشیم، چرا کسی حال شما را نمی پرسد؟

فریاد بکش ... فریاد ... من به سکوت تو معترضم

امضاء: یک احمق مالیخولیایی