تبلیغات
چرکنویس های یک احمق مالیخولیایی - سایه همیشگی ...

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

منسوب به محمد امیر فیض آباد ... اینجا نوشتن و اندیشیدن آزادِ آزاد

دوشنبه 21 بهمن 1392
نویسنده : محمد امیر فیض آباد نظرات ()

سایه همیشگی ...

کلمات کلیدی : سایه همیشگی ... ,


Shadow

وقتی سایه خودم را در جلوی پاهایم می بینم، سعی می کنم پا رویش بگذارم و لهش کنم یا نه اصلا آنقدر روی آن بپرم و لگد کوبش کنم تا دیگر نای این را نداشته باشد که همراه من بیاید و مرا دنبال کند. سایه ای که تا یاد دارم همیشه همراه و پا به پای من بوده.

گاهی سیاه سیاه و گاهی خاکستری می شود، گاهی بلند بلند و گاهی کوتاه

دیروز سایه ام را برای لحظه ای گم کردم. نه در رو به رویم بود و نه پشت سر.

لحظه ای ایستادم تا خودم را برانداز کنم و سایه ام را پیدا کنم. نیشخندی به خودم زدم چون حالا که سایه ام نبود، خودم به دنبالش می گشتم. آدمیست دیگر، یک احمق به تمام معنی.وقتی مشکلاتمان حل می شوند به دنبال مشکلی جدید می گردیم.

 به ناگاه سرم را به چپ گرداندم. سایه ام آنجا بود دقیقا کنارم روی دیوارهای پیوسته ی پیادرو خیره به من.

دقیقا همین است علی رغم این که فکر می کنیم سایه مان گم شده و ما را رها کرده در کنارمان در حرکت است.

مسبب این سیاه لعنتی چیست که همیشه به ما چسبیده؟

انگار خیالی آسوده محال است. انگار همیشه باید چیزی را به دنبال خودمان بکشیم.

همیشه یک غم و

یک درد و

یک کابوس ...

پ.ن: تا حالا دقت کرده اید که مسبب سایه، خودش سایه ندارد؟!!!

امضاء: یک احمق مالیخولیایی