تبلیغات
چرکنویس های یک احمق مالیخولیایی - همین چند ماهی قرمز

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

منسوب به محمد امیر فیض آباد ... اینجا نوشتن و اندیشیدن آزادِ آزاد

پنجشنبه 22 اسفند 1392
نویسنده : محمد امیر فیض آباد نظرات ()

همین چند ماهی قرمز

کلمات کلیدی : همین چند ماهی قرمز ,


Fish

جدا سازی روزها از هم، جدا سازی سال ها از هم و تفکیک آنها، اشتباه به نظر می رسد وقتی که هیچ سالی، هیچ وقت تمام نمی شود. نمی شود گفت که شروع هر سال جدید یعنی پایان یافتن سال قدیم. وقتی ذهنمان هنوز درگیر خاطرات گذشته است وقتی امروز نتایج همان دیروز است، پس چطور روزها و سال ها را از هم جدا میکنیم؟ نه، نمی توان گفت بهار یعنی پایان زمستان، حالا که در بهار آسمان پر است از رعد و برق و وقتی که رعد و برق میزند، یعنی خدا بد جور عصبانی است.

این روزها که به جشن نوروز نزدیک می شویم، همه اش به خودم می گویم، این مردم فقط به خاطر چند ماهی قرمز جشن می گیرند، والا هیچ رنگی از عید نمی بینیم. این روزها به مانند قدیم ترها نیست که عید را از فرش های آویزان شده روی پشت بام ها تشخیص داد. به مانند گذشته ها عیدها خانه ها بوی تند و تیز رنگ و تینر نمی دهند این روزها هیچ بنفشه ای رنگ به باغچه های در انتظار بهار نمی دهد.!!!

این روزها در چهارشنبه سوری هایش به جای صدای قاشق زنی و کوزه شکستن، صدای ترقه های گوش خراش به گوش می رسد. چهارشنبه سوری شده بوی دود و آتش سوزی و عید شده است همین چند ماهی قرمز ...

آن روزها عید معنی شادی داشت نه معنی دل تنگی ... معنی دور هم بودن و یک دلی داشت نه معنی تعطیلات و مسافرت. شاید در زمان فرهاد مهرداد مردم زمستان را با سفره نو، کاغذ رنگی، ماهی دودی ، اسکناس تا نخورده و... سر میکردند اما این روز ها این زمستان لعنتی سر نمی شود. انگار چند سال است که زمستان گیر شده ام.

امضاء: یک احمق مالیخولیایی