تبلیغات
چرکنویس های یک احمق مالیخولیایی - پرتره

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

منسوب به محمد امیر فیض آباد ... اینجا نوشتن و اندیشیدن آزادِ آزاد

چهارشنبه 5 فروردین 1394
نویسنده : محمد امیر فیض آباد نظرات ()

پرتره

کلمات کلیدی : پرتره ,


Portrait

دوربین عکاسی ام را روی میز گذاشتم و هی زیر و رویش میکنم. راستش دوربین عکاسی از جمله وسایلی است که وقتی به آن مشغول می شوم، من را درون خودم فرو می برد. هیچ شک ندارم حافظه این مستطیل نسبت به من برتری بسیاری دارد. برای همین گاهی عکس میگیرم تا فراموش نکنم.

این لعنتی وقتی که چشم باز میکند، عجیب همه چیز را با همه جزییاتش در خودش جای می دهد، همه چیز را می بیند و همه چیز را به خاطر می سپارد و همه را به یک خاطره تبدیل می کند.

این روزها با آمدن موبایل های مختلف، بازار عکاسی به ویژه بازار عکس های به اصطلاح سلفی یا به اصطلاح خودم " عکس های خودم از خودم میگیرم" حسابی گرم است. و البته از نظر من یک حرکت بی مزه و خودآرایانه است.

با این حال میخواهم یک عکس از خودم بگیرم...

 باید رو به آینه بایستم و دوربینم را درست روی صورتم تنظیم کنم. آنقدر باید روی خط و خال ها، کک ها و لک و پیس های صورتم دوربین را تنظیم کنم تا همه آنها در این پرتره به خوبی مشخص شود. این خیلی بد است که دوربین ها خیلی هم " دور بین " نیستند. مثلا نمی شود با آنها تا چند سال بعدتر را دید. پس باید خواسته هایم که شاید آینده باشند را روی یک تیکه کاغذ بنویسم و بچسبانم راست پیشانیم و آن وقت دکمه را فشار دهم تا ثبت شود در حافظه دوربین.

من این کار را برای اینکه یک عکس سلفی با سوژه جدید گرفته باشم نکردم. من چون به حافظه ام ایمانی ندارم، یک پرتره با همه خط و خال های امروز صورتم و با همه آرزوهای فردایم میگیرم.

زیر آن مینویسم: من، امروزم و آینده ام ... یهویی

تا شاید خاطره شوند ... روزی ...

امضاء: یک احمق مالخولیایی